چهارشنبه 21 آذر 1397 _
  امروز
چهارشنبه
آذر 1397
21
قمری:05 ربيع الثاني 1440

میلادی:12 دسامبر 2018
 
اوقات شرعی
 
 گلبرگ های شهروندی 4

خدمت به مردم:
بعضی از مردم برای خدمت به دیگران هیچ علاقه ای ندارند و هم چون طلب کاران در انتظار کمک و یاری دیگران نشسته اند. آنان حتی با این که امکانات کافی نیز دارند، ولی هم چنان منتظر مساعدت بیشتر هستند. از سوی دیگر، با نیکانی روبه رو می شویم که در راه خدمت به خلق اللّه ، چنان شیفته و از خود باخته اند که سر از پا نمی شناسند و هر شب به امید آن می خوابند که فردا، باری از دوش درمانده ای بردارند و دل های شکسته ای را آرامش بخشند. اینان نه تنها از خدمت به مردم خسته نمی شوند، بلکه هر روز در این راه تشنه تر می شوند. در حقیقت، آنان محبوب خداوندند، که رفع نیاز مردم دردمند به دست آنان سپرده شده است. پیامبر رحمت می فرمایند:

إِذا اَرادَ اللّه ِ بِعَبْدٍ خَیْرَا صَیَّرَ حَوائجَ النّاسِ اِلَیْه.

وقتی خداوند برای بنده ای نیکی بخواهد، حاجت مردم را در دست او قرارمی دهد.

دگرگونی های زندگی:
زندگی همیشه یکنواخت نیست، بلکه همیشه تغییر، دگرگونی و فراز و نشیب هایی دارد. انسان اندیشمند از تحول های مثبت و منفی روزگار، درس زندگی می آموزد و درمی یابد که چه عواملی در شکست یا پیروزی تأثیرگذار است. از طبیعت بی جان که با رویش جوانه ها و دمیدن روح بهار، طراوت و سرزندگی می یابد و از پایدار نبودن جاه و مقام ها، به ماهیت این سرای گذر، پی می برد. درنتیجه، از خواب غفلت برمی خیزد و خود را برای روزی آماده می کند که مال و فرزند به یاری انسان نمی شتابد، بلکه قلب سلیم و پرهیزگاری، دستگیر انسان است. پیامبر گرامی اسلام، کسانی را که از گذر زمان و فراز و فرودهای روزگار پند نمی گیرند، نکوهش می کند و می فرماید:

اَغْفَلُ النّاسُ مَنْ لَمْ یَتَّعِظْ بِتَغَیُّرِ الدُّنْیا مِنْ حالٍ إِلی حالٍ.

غافل ترین مردم کسی است که از دگرگونی های دنیا پند نگیرد.
 
احترام به همنشینان:
انسان باید به هم نشینان خود احترام بگذارد، با آنان برخوردی بی تکلّف داشته باشد و آنان را با بهترین اسم بخواند تا پیوند و اخوت دینی بین آنان مستحکم تر شود. انسان باید با کسانی هم نشین شود که هم تراز و هم شأن او بوده و از فرهنگ یکسانی برخوردار باشند ؛ زیرا هر دسته و گروهی، رفتاری متناسب با فرهنگ خود دارند و اگر با غیر خود مباشرت کنند، به اختلاف و ناسازگاری دچار خواهند شد. بنابراین، برای پایداری دوستی ها انسان باید با کسانی معاشرت کند که از نظر دینی و فرهنگی، هم تراز او باشند. پیامبر گرامی اسلام در این باره می فرمایند:

اَفْضَلُ الْحَسَناتِ تُکْرِمَةُ الْجُلَساءِ.

بهترین کارهای نیک، گرامی داشتن هم نشنیان است.

هم چنین فرموده اند:

لا تَصْحَبَنَّ أَحَدا لایَری لَکَ کَمِثْلِ ماتَری لَهُ.

با کسی که تو را هم سنگ خود نمی داند، مصاحبت مکن.

پرخوری:
بعضی افراد گمان می کند که هر چه بر سر سفره گذاشته اند، برای مصرف است و با تلاش و اصرار زیاد می خواهند آن را میل کنند. در حالی که این کار، سرآغاز بسیاری از بیماری ها خواهد شد و بر خلاف توصیه های ائمه ی معصومین علیهم السلام است. آن بزرگواران تأکید دارند پیش از سیری کامل و با وجود داشتن اشتها به غذا، از سر سفره برخیزید. بسیاری از اوقات، با این که پزشکان، افراد را از خوردن غذای بیش از حد منع می کنند، باز می بینیم که آنان نمی توانند از اشتهای کاذب خود جلوگیری کنند. در نتیجه، به بیماری های دیگری مبتلا می شوند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در بیان ضررهای پرخوری می فرمایند:

مَنْ قَلَّ طَعْمُهُ صَحَّ بَدَنُهُ وَ مَنْ کَثُرَ طَعْمُهُ سَقُمَ بَدَنُهُ وَ قَسا قَلْبُهُ.

هر کس کم بخورد، بدنش سالم می ماند و هر کس زیاد بخورد، بدنش بیمار و قلبش پر قساوت خواهد شد.

شرکت در نماز جماعت:
نماز جماعت یکی از دستوراهای سازنده ی دین مبین اسلام برای تکامل روحی و اجتماعی انسان هاست. این نماز شکوهی شایسته دارد و نشان گر روح وحدت، هم دلی و یگانگی مسلمانان است. اهمیت این فریضه چنان است که ثواب آن را بسیار والا شمرده و گفته اند: اگر دریاها، مرکب؛ درختان، قلم و جن و اِنس و فرشتگان، نویسنده شوند، ثواب یک رکعت آن را نمی توانند بنویسند. از سوی دیگر، کسانی که نماز جماعت را بی عذر موجه ترک می کنند، بسیار سرزنش شده اند. پیامبر عظیم الشأن اسلام می فرمایند:

مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَسْکُنَ بُحْبُوحَةَ الْجَنَّةِ فَلْیَلْزَمِ الْجَماعَةَ.

هر کس دوست دارد در دل بهشت سکونت گیرد، باید هم آهنگ جماعت باشد.

تاخیر در انجام کار:
یکی از ویژگی های بارز انسان های سست اراده این است که با وجود آگاهی از ارزش فرصت های زمانی، انجامِ کارها را به امروز و فردا حواله می دهند و گاهی تا هفته ها، ماه ها و سال ها از انجام آن خودداری می کنند. تأخیر در کار، هیچ توجیهی ندارد و در پایان نیز، خود وی زیان می بیند؛ زیرا فرصت ها هیچ گاه تکرار نمی شود. گاهی هم کارها چنان انباشته می شود که به هیچ وجه نمی توان آن ها را انجام داد. بر این اساس پیامبر گرامی اسلام در توصیه ای نیکو می فرمایند:

لا تَدَعَنَّ حَقّا لِغَدٍ فَاِنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ مافِیهِ.

کاری را برای فردا مگذار؛ زیرا هر روزی را کاری هست.

بازار سیاه:
ایجاد بازار سیاه، سبب افزایش قیمت وسایل مورد نیاز مردم و در نتیجه، وارد آمدن فشار روی طبقه ی ضعیف و محروم جامعه می شود. هر از گاهی، عده ای سودجو و فرصت طلب، اجناس مورد نیاز مردم را احتکار می کنند و از دسترس مردم دور نگه می دارند تا پس از مدتی، آن را به بهایی بیشتر بفروشند و از این رهگذر سودی به دست آورند. این کار، علاوه بر ضرر و زیان های روحی و روانی که بر مردم وارد می کند، ممکن است سبب شود در بحبوحه ی بحران موجود، بازار خلاف کاری و فساد شایع شود. در نتیجه، همه ی گناهان، متوجه او می شود و عذاب دردناک در انتظارش خواهد بود. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

لاتعُاسُدوا وَ لا تَناجِشوُا...

بازار سیاه درست نکنید.

شغل مناسب:
اسلام، افرادی را که سست اراده اند و از کار و تلاش دوری می کنند، بسیار نکوهش می کند. با این حال، اسلام اجازه نمی دهد که انسان، هر شغلی را انتخاب کند؛ زیرا شغل باید برای فرد و جامعه، مفید باشد. متأسفانه بعضی شغل های واسطه ای، نه تنها سودی برای جامعه ندارد، بلکه با دست به دست شدن کالا، قیمت کالاها چند برابر افزایش می یابد. در این بین، واسطه گران بدون تحمل هیچ رنج و تلاشی، به مراتب بیشتر از تولید کننده سود می برند. بعضی افراد نیز فقط به شغل های کم تحرک و دفتری علاقه مندند که اگر وجدان کاری داشته باشند و کار ارباب رجوع را به فردا محول نکنند، تا حدودی پذیرفتنی است، اما چنان چه با بی تفاوتی و سستی، فقط به پشت میز نشینی و دریافت ماهیانه از بیت المال بسنده کنند، بسیار ناپسند است و اسلام، آن را نکوهش می کند. پیامبر ارجمند اسلام می فرمایند:

أَطْیبُ الْکَسْبِ عَمَلُ الرَّجُلِ بِیَدِهِ.

بهترین کسب ها این است که انسان با دست خود، کار کند.

خرید نسیه:
بعضی افراد به خریدن جنس نسیه ای عادت کرده اند. آنان حتی اجناسی غیر ضروری را با وعده و وعید به نسیه می خرند و بعدها به دلیل بدقولی، اعتبار خود را از دست می دهند.تجربه نشان داده است که بیشتر اوقات، نسیه خریدن این افراد چنان گسترش می یابد که به انجام معامله های بزرگ اقدام می کنند و در پایان، به سرشکستگی و ورشکستگی دچار می شوند. انسان مسلمان، باید آینده نگر باشد و اقتصاد متوازنی را در پیش بگیرد و آن چه را که ضروری نمی داند، بر خود تحمیل نکند تا رسوای عام و خاص نشود. پیامبر عظیم الشأن در معرفی سیره ی پسندیده ی خویش می فرمایند:

لا أَشْتَری شَیْئَا لَیْسَ عِندی ثَمَنُهُ.

آن چه را که بهایش نزدم نیست، نمی خرم.

سوغات سفر:
سوغات سفر ـ صرف نظر از ارزش مادی ـ نشان دهنده ی محبّت و علاقه ی افراد به یکدیگر است. در واقع، مسافر با این کار می فهماند که در سفر نیز به یاد دوست خود بوده است. درحقیقت، این کار، یکی از بهترین راه های تحکیم پیمان دوستی و جلب محبت طرف مقابل است. بنابراین، بسیار شایسته است که انسان به هنگام بازگشت از مسافرت در حدّ توان، سوغات دوستان و خویشان را تهیه کند. البته در این رهگذر، نباید خود را به تکلّف و سختی افکند و به ارزش مادی اشیا توجه کند؛ زیرا راضی کردن دیگران به بهای به زحمت انداختن بیش از حد خود، مطلوب نیست. پیامبر گرامی اسلام برای احیای این سنت حسنه می فرمایند:

اِذا قَدِمَ اَحَدُکُمْ مِنْ سَفَرٍ فَلْیَقْدَمْ مَعَهُ بِهَدِیَّةٍ وَ لَوْ یُلْقی فی مِخْلاتِهِ حَجَرَا.

هرگاه کسی از سفر می آید، باید با خود سوغاتی بیاورد، اگر چه سنگی در توبره ی خود بیاندازد.

دین گریزی:
عمل به مفاهیم دینی جز خوشبخی و پیروزی مادی و معنوی به بار نمی آورد، هم چنان که سرنوشت کسانی که به این گنج عظیم پشت می کنند، جز پشیمانی و ندامت چیزی نخواهد بود. هر آن کس که خواهان سعادت جاودانه است، باید هم پای دستورهای دینی حرکت کند؛ زیرا دین داری، انسان را از حالت سرگردانی می رهاند و راه هدایت را فرا روی او می نمایاند. بعضی دین گریزان می کوشند چهره ی دین را ترس ناک نشان دهند و رشته ی انس و الفت دینی را در جامعه بگسلند. در حالی که بهترین انسان ها، دین داران هستند که با دین داری، محبوب قلب ها شده اند. پیامبر محبوب اسلام می فرمایند:

لا تُخیفُوا أَنْفُسَکُمْ بِالدِّینِ.

خویشتن را از دین مترسانید.

سپردن کارها به کاردان:
تجربه ثابت کرده است که هر کاری را باید به اهلش سپرد، تا از عهده ی آن برآید. بسیار اتفاق افتاده که برای برخی ملاحظه ها و به اصطلاح مصلحت سنجی ها، این امر نادیده گرفته شده است. همین امر، زیان های بسیار سنگین به بنیان های اجتماعی وارد کرده است؛ زیرا هنگامی که کار به نامتخصص سپرده می شود، باید منتظر آثار مخرّب آن نیز باشیم. این امر همان است که امروزه به آن «شایسته سالاری» می گویند.

شایسته سالاری آن است که هر کس بر اساس لیاقت و توانایی خود، به کاری گمارده شود؛ چون در این صورت، بازده کارها دو چندان خواهد شد. پیامبر گرامی در توصیه به این مهم می فرمایند:

اِذا وَسِّدَ اْلاَمرُ اِلی غَیْرِ اَهْلِهِ فَانْتَظِرِ السّاعَةَ.

آن گاه که کار به دست نااهلان بسپارند، منتظر رستاخیز باش.

یادداشت دانستنی ها:
یکی از بهترین کارها این است که انسان، آموخته های خود را یادداشت کند. بعضی افراد به این مسأله توجهی ندارند و فکر می کنند که می توانند آن اندوخته ها را در حافظه ی خود نگه داری کنند، ولی به تدریج، معلومات خود را به فراموشی می سپارند؛ زیرا همه ی انسان ها ذهن قدرت مندی چون ابن سیناها ندارند و مانند ماشین حساب و رایانه نیز نیستند، که اگر چنین هم بود به دلیل اختلال و نقص، همه ی حافظه خود را از دست می دادند. انسان برای حفظ و نگه داری اندوخته های خود به ناچار باید آن ها را ثبت و ضبط کند. پیامبر گرامی اسلام نیز به این امر توجه کرده و فرموده اند:

قَیِّدوُالْعِلْمَ بِالْکِتابِ.

دانش را با نوشتن ثبت کنید.

کم حوصله بودن:
کم حوصله بودن یا نشانه ی بیماری جسمی است یا از ضعف روحی حکایت دارد. انسانی که از روح و جسمی سالم برخوردار است، توانِ رویارویی با مشکلات را دارد و هیچ گاه خود را نمی بازد و هیاهو به راه نمی اندازد. در مقابل، انسان های کم حوصله، به تدریج محبوبیت خویش را از دست می دهند و در مواقع حساس از قضاوت و تصمیم گیری درست باز می مانند. انسان های صبور و مقاوم که از نعمت صبر و دقت نظر بهره مندند، هیچ گاه در کارها و اظهار نظرهای خود، شتاب نمی کنند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: در امور مربوط به دنیا با حوصله و تأمل اقدام کنید، اما در کارهای خیر و فراهم ساختن توشه ی آخرت، به خود تردید راه ندهید.

التّودَةُ فی کُلِّ شَیْئٍ خَیْرٌ اِلاّ فِی عَمَلِ الآخرةِ.

حوصله کردن در همه چیز خوب است جز در کار آخرت.

آبرومندی:
انسان های شریف و بزرگوار هرگز حاضر نیستند اندکی از آبروی خود را در برابر همه ی ثروت های جهان بدهند. از دیدگاه آنان، انسان بی آبرو مانند تن بی جان است که از هیچ ارزشی، نصیب و بهره ای ندارد. آنان با این اعتقاد تلاش می کنند آبروی خود را به هر شکل ممکن، حفظ و در برابر ناملایمات به شدت مقابله کنند. در مقابل، کسانی نیز حاضرند برای به دست آوردن جاه و مال و مقام از آبروی خود مایه بگذارند و به هر کار ناشایستی تن دردهند. اینان تنها به این دل خوش اند که توانسته اند متاع بی ارزش دنیا را به دست آورند. داوری با شماست؟ آیا می توان با ثروت و اندوخته های دنیوی، آبروی از دست رفته را به انسان آزاده برگرداند؟! پیامبر گرامی اسلام درمقام ارزش و اهمیّت حفظ آبرو می فرمایند:

ذُبُّوا عَنْ أَعْراضِکُمْ بِأَمْوالِکُمْ.

با اموال خود از آبروی خویش دفاع کنید.

ثروتمندان بی تفاوت:
ثروت مندان در برابر درماندگان وظیفه ی سنگینی بر عهده دارند و نباید به بهانه های واهی از این تکلیف الهی ـ وجدانی شانه خالی کنند. اگر هم نمی خواهند به دیگران کمک کنند، با برچسب هایی هم چون دروغ گو، دارا، شیّاد، کلاه بردار، تنبل و مانند آن، دیگران را نرنجانند. توانگران نباید به ثروت های بی شمار خود مغرور شوند.چه بسا ممکن است در حادثه ای، همه ی دارایی شان را از دست بدهند یا به دلیل بیماری و از دست دادن سلامتی، هیچ یک از سرمایه های دنیایی برایش سودمند نیافتد. آیا بهتر نیست به شکرانه ی بازوی توانا و دارایی خدادادی، به یاری ناتوانان بشتابند و بدانند که این گونه اعمال نه تنها از ثروت شان نمی کاهد، بلکه خوش نامی دنیا و آخرت را برایشان به ارمغان می آورد. پیامبر اکرم در نکوهش ثروت مندان بی تفاوت می فرمایند:

وَیْلٌ لِلاَْغْنِیاءِ مِنَ الْفُقَراءِ.

وای بر توانگران از نیازمندان [به دلیل رسیدگی نکردن به آنان].

خوشرفتاری با خانواده:
اعضای خانواده در برابر یکدیگر، وظایف و حقوقی دارند مانند: تأمین امکانات رفاهی و آسایش و خوش رفتاری متقابل. متأسفانه افرادی یافت می شوند که در بیرون از محیط خانه، بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد هستند، اما زمانی که وارد محیط امن خانواده می شوند، بسیار سخت گیرند و مانند انسان های خودخواه و پرتوقع، انتظار دارند که دیگران مطیع در بست آنان باشند. آنان به هیچ وجه با کسی مشورت نمی کنند و برای اعضای خانواده ارزشی قایل نیستند. به سخنان دیگران گوش نمی دهند و بی حوصله و زورگو هستند. گویی این فرد همان انسان خوش رو و خوش اخلاق بیرون از منزل نیست. اسلام این خصلت ناپسند را بسیار نکوهش کرده است و پیامبر گرامی اسلام برای تأمین ثبات و آسایش خانواده و توصیه به بهترین رفتارها درمحیط خانواده، می فرمایند:

خِیارُکُمْ خَیْرُکُمْ لاَِهْلِهِ.

بهترین شما کسانی هستند که برای اهل خود بهترند.

حلال و حرام:
برخی می پندارند برای رسیدن به مقامات معنوی، باید بسیاری از نعمت های پروردگار را بر خود حرام کنند و از آن ها بهره نگیرند. از این رو، می کوشند با پرهیز از خوردنی ها و نعمت های گوناگون خداوند، برخود و خانواده ی خویش، سخت گیری کنند. چنین رفتاری، آنان را به مراتب قرب معنوی نمی رساند، بلکه به چاه کفران و گمراهی در خواهد افکند. رشد مادی و معنوی، به سلامت مزاج و روح آدمی بستگی دارد و این مسأله، هنگامی برای او فراهم می آید که در مسیر طبیعی و در چارچوب حلال و حرام الهی، گام بردارد. سخت گیری بی مورد، روح و جسم انسان را بیمار و به کسالت و ملال دچار می کند. در نتیجه، پیمودن مسیر تعالی بر او ناممکن می شود. پیامبر رحمت در تشبیه هشدار دهنده ای می فرمایند:

إِنَّ مُحَرِّمَ الْحَلالِ کَمُحَلِّلِ الْحَرامِ.

کسی که حلال خدا راحرام می کند، مانند کسی است که حرام خدا را حلال می کند.

کم گویی:
زبان، عضوی از بدن است که می تواند منشأ بسیاری از گناهان مانند: تهمت، غیبت، دروغ، سخن چینی و... گردد. هر چه انسان، زیادتر سخن بگوید، گناهانش افزایش می یابد و هر چه سکوت او طولانی تر باشد، به سعادت و سلامت نزدیک تر است. انسان عاقل کسی است که بیشتر می اندیشد و کمتر سخن می گوید. خاموشی، عیب های احتمالی انسان را پوشش می دهد و شخصیت او را نزد دیگران محفوظ می دارد. بر عکس، پرگویی به سرعت باطن انسان را نزد دیگران آشکار می سازد. انسان های پرسخن معمولاً برای اثبات سخنان نابجای خود به تلاش بیهوده دست می یازند و در این راه، با از دست دادن سلامت روحی و روانی خویش، در نگاه دیگران، منفور جلوه می کنند. پیامبر راستین اسلام برای حفظ سلامت و شخصیت فرد مسلمان، در توصیه ی ارزنده ای می فرمایند:

سُکوُتُ اللِّسانِ، سَلامَةُ الاِْنْسانِ.

خاموشی مایه ی سلامت است.

لجاجت و ستیزه جویی:
افراد ستیزه جو، انسان های خودخواه و بی گذشتی هستند که می کوشند با لجاجت و دشمنی با دیگران، رنج و ناراحتی درونی خویش را کاهش دهند. در حالی که هر چه میزان لجاجت و ستیزه جویی آنان بیشتر شود، فشار روحی و جسمی آنان نیز افزایش می یابد. برعکس، آدم های معتدل همواره می کوشند تحت تأثیر احساسات ناشی از خشم و غریزه قرار نگیرند و بی درنگ به ستیزه جویی و لجاجت نپردازند. بسیار اتفاق افتاده است که کنترل نفس و صبر و بردباری، نتیجه ی شیرین و خوش آیندی چون مودت و دوستی به همراه داشته و فردی که ممکن بود با یک برخورد تند و ناسنجیده، در زمره ی مخالفان و دشمنان انسان درآید، به یکی از دوستان و مریدان او تبدیل شده است. نه تنها افراد جامعه به انسان لجوج، بی اعتنا می شوند، بلکه خداوند نیز او را از عنایت خود محروم می کند. پیامبر عطوفت و مدارا می فرمایند:

اَبْعَضُ الرِّجالِ اِلیَ اللّه ِ الاَْلَدُّ الْحَضِمُ.

منفورترین مردان نزد خدا، مرد لجوج و ستیزه جوست.

قدرت تحمل:
اگر انسان اراده کند، می تواند به تدریج، به نیرویی دست یابد که تحمل مشکلات را آسان پندارد. این مسأله با قدرت تحمل آدمی، رابطه ی مستقیم دارد. اگر مشکلات را کوچک شمارد و با آن مبارزه کند، می تواند به راحتی بر مشکلات بزرگ نیز غلبه کند. این همه در سایه ی پشتکار و ایستادگی ممکن است و مهم این است که در برابر گرفتاری ها، خود را نبازد و از میدان به در نرود. گاهی انسان در رویایی با مشکلات، از آن معضل، تصویر نادرستی در ذهن خود ترسیم می کند؛ یعنی مشکل بسیار بزرگ نمایی می شود. در حالی که با کوچک شمردن مشکلات بزرگ، می توان بر آن چیره شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند:

لا سَهْلَ اِلاّ ما جَعَلْتَ سَهْلاً.

هرقدر آسان بگیری، آسان می گذرد.

کارگشایی:
بعضی از افراد، کلید خیر هستند؛ یعنی گفتار و رفتارشان به گونه ای است که انسان احساس می کند منشأ کارهای خیر و پسندیده خواهند شد. اینان هموراه می کوشند از گرفتاری و مشکلات دیگران بکاهند و در این راه از هیچ گونه فداکاری، دریغ نمی ورزند. آنان چون خورشیدی هستند که با شعاع وسیع و گرمابخش خود، همه جا را روشنایی می بخشند و تلاش می کنند موجی از شادمانی به دیگران ارزانی دارند. در مقابل، با کسانی روبه رو می شویم که رفتارهای منفی و قفل کننده دارند؛ یعنی به جای گره گشایی، مشکلات جدید بر آن می افزایند. پیامبر گرامی اسلام در توصیه به کارگشایی می فرمایند:

اِنَّ مِن النّاسِ ناسا مَفاتیحُ لِلْخَیْرِ مَغالیقُ لِلشَّرِّ...

بعضی از مردم، کلید خیر و قفل شر هستند.

حق کشی:
برخی افراد، تنها و تنها به منافع خویش می اندیشند و برای به دست آوردن سود بیشتر می کوشند از راه های گوناگون، اموال و حقوق دیگران را از چنگ آنان بیرون آورند. این افراد گاهی مستقیم و زمانی غیرمستقیم، برای اجرای این مقاصد شوم، نقشه های گوناگونی طرح می کنند تا صاحب حق را به چشم پوشی از حق خویش وادار کنند. این سود جویان از ترساندن صاحب حق یا رشوه دادن به سست ایمانان، ابایی ندارند و به تنها چیزی که فکر نمی کنند، حق و حقیقت و دین و دیانت است. پیامبر گرامی اسلام در نکوهش این عمل ناپسند می فرمایند:

وَیْلٌ لِمَنْ استَطالَ عَلی مُسْلَمٍ فَانْتَفَصَ حَقَّهُ.

وای بر کسی که حق مؤمنی را به تدریج می خورد.

قضاوت:
قضاوت یکی از مهم ترین پست های اجتماعی است. قضاوت درست، زمینه ساز گسترش عدالت در جامعه ی اسلامی و بازستاندن حق مظلوم از ظالم است. به دلیل حساسیت و ظرافت موجود در قضاوت، این کار از عهده ی هر کسی ساخته نیست؛ زیرا ممکن است به دلیل کوچک ترین بی توجهی در صدور حکم، بنیان خانواده ها متزلزل و انسان بی گناهی گرفتار شود. بر این اساس، اسلام افزون بر لازم دانستن علم و عدالت و صبر و شجاعت برای قاضی، به صدور زمان حکم نیز توجه کرده است. اسلام می خواهد قاضی در بهترین شرایط ممکن و بافراغت بال، و به دور از هرگونه حب و بغض، تصمیم بگیرد و حکم صادر کند. پیامبر گرامی اسلام در بیانی شیوا درباره ی اهمیت شغل قضاوت می فرمایند:

مَنْ جُعِلَ قاضیا فَقَد ذُبِحَ بِغَیْرِ سِکّینٍ.

هرکس را قاضی قرار دهند، مانند آن است که با چیزی جز چاقو، او را ذبح کرده اند.

فروش مسکن:
تجربه نشان می دهد کسانی که بی دلیل، به فروش منزل مسکونی خویش اقدام می کنند، پس از مدتی کوتاه، پشیمان می شوند. این افراد با همسایگان و راه و چاه محله ی قدیمی خود کاملاً آشنا بوده اند و اینک درمی یابند که چه نعمت بزرگی را از دست داده اند. هم چنین اگر سریع تر مسکن جدید تهیه نکنند، بسیار زودتر از آن چه تصور می کنند، پول منزل را از دست می دهند و تا مدت های مدید باید در خانه های استیجاری به سر ببرند. هم چنین ممکن است در مدتی که در جست وجوی مسکن جدید هستند، ارزش مسکن افزایش یابد که در این صورت، با پول موجود نمی توانند یک خانه حتی در متراژ قبلی و در یک نقطه ی دوردست به دست آورند. پس شایسته است پیش از فروش منزل، همه ی جوانب کار را بسنجند و بی اندیشه به چنین معامله ی خطیری روی نیاورند. پیامبر اسلام می فرمایند:

مَنْ باعَ عَقْرَ دارٍ مِنْ غَیْرِ ضَرورَةٍ سَلَّطَ اللّه ُ عَلی ثَمَنِها تالِفا یَتْلِفُهُ.

هر کس، بی دلیل خانه ای را بفروشد، خدا تلف کننده ای را می فرستد که قیمت آن را تلف کند.

سد معبر:
یکی از عادت های ناپسند برخی افراداین است که برای پاک نگه داشتن منزل خود، سنگ، کلوخ، پاره آجر و زباله های خود را در کوچه و خیابان محل گذر مردم رها می کنند. این مسأله سبب می شود که آلودگی در کوچه و خیابان پخش شود و سلامت اجتماعی در خطر افتد. گروهی از رانندگان بی مبالات نیز، وسیله ی نقلیه ی خود را جلوی در منازل یا کارگاه ها متوقف می کنند و ساعت ها از محل غایب می شوند و راه عبور مردم را می بندند. البته جالب آن است که این افراد از خود راضی، که حقوق شهروندان را رعایت نکرده اند، با چهره ای حق به جانب با معترضان درگیر می شوند. پیامبر گرامی اسلام با توجه به این مهم می فرمایند:

مَنْ أَذَی الْمُسْلِمینَ فِی طُرُقِهِمْ وَجَبَتْ عَلَیْهِ لَعْنَتُهُمْ.

هر کس بر سر راه مسلمانان مزاحمت ایجاد کند، استحقاق لعنت آنان را دارد.

صدا زدن به بهترین نامها:
کسانی که از ادب و اخلاق اسلامی بهره مندند، می کوشند دیگران را به زیباترین نام ها بخوانند و آنان را به نامی که از آن نفرت دارند، صدا نکنند. اما با کمال تأسف، برخی به این مسأله ی مهم که با روح و روان آدمی ارتباط مستقیم دارد، بی توجه اند و گاه به عمد و با قصد و غرض اشخاص را به نام هایی صدا می زنند که از آن ناراحت می شوند. هنگامی که اینان، بابرخورد تند طرف مقابل، روبه رو می شوند، نام کار خود را شوخی می گذارند، در حالی که این توجیه، غلط و نادرست است. پیامبر گرامی اسلام می خواهند دیگران را با بهترین نام ها بخوانند:

... وَ تَدْعُوهُ بأَحب اسمائِهِ...

... و آنان را با نیکوترین نام هایشان بخوانید...