چهارشنبه 21 آذر 1397 _
  امروز
چهارشنبه
آذر 1397
21
قمری:05 ربيع الثاني 1440

میلادی:12 دسامبر 2018
 
اوقات شرعی
 
 گلبرگ های شهروندی 1

گلبرگ های شهروندی:

پاکیزگی:
بهداشت تن و روان در سیره ی عملی پیشوایان اسلام، جایگاه بس ارجمندی داشته است.از این رو، روایت شده است که آنان با ظاهری آراسته و لباس هایی پاکیزه در بین مردم حاضر می شدند. باید دانست آراستگی ظاهری به معنای نو پوشیدن نیست، بلکه انسان با لباس های ساده، ولی تمیز و مرتب می تواند نظافت و پاکیزگی را به بهترین شکل نمودار سازد. مردم از انسان های کثیف و بی نظافت همواره نفرت دارند و می کوشند از آنان فاصله بگیرند. پیامبر نیکو خصال می فرمایند:

أَلاْءسْلامُ نَظیفٌ فَتَنَظَّفُوا فَاَنَّهُ لایَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلاّ نَظیفٌ.

اسلام پاکیزه است، شما نیز پاکیزه باشید؛ زیرا جز پاکیزگان، کسی به بهشت نمی رود.

خواندن نامه یا متن دیگران:
از عادت های زشتی که در برخی افراد وجود دارد، این است که بی اجازه، نامه ی دیگران را می خوانند یا در کار دیگران تجسس می کنند. اینان برای توجیه کار نادرست خود می گویند: «من و او نداریم»، «بین ما یگانگی کامل وجود دارد». البته این عذری ناپذیرفتنی است و حتی اگر پدر و فرزند، نامه های همدیگر را بخوانند، ناراحت می شوند؛ زیرا ممکن است مطالبی وجود داشته باشد که صاحب نامه نمی خواهد دیگران از آن آگاه شوند. پیامبر گرامی اسلام با توصیه به ترک چنین کار نکوهیده ای، می فرمایند:

مَنْ نَظَر فِی کِتابِ أخیهِ بِغَیرِ إِذْنِه فَکَأَنّما یَنْظُر فی النّارِ.

هر کس بی اجازه ی برادرش به نامه ی او نگاه کند، مانند آن است که در آتش نگریسته است.

یتیم نوازی:
کودکان یتیم به مهر و محبت، بسیار نیاز دارند و مهرورزی به آنان می تواند تا اندازه ای، غم جان کاه از دست دادن والدین را جبران کند. از این رو، اسلام توصیه می کند که مسلمانان، چتر محبت و مهربانی را بر سر آنان بگسترانند و مانند آن چه را برای فرزندان خود مهیا می کنند، برای آنان نیز فراهم آورند.بی تردید کسانی که به این وظیفه ی انسانی بی توجه باشند یا مایه ی آزار و اذیت آنان شوند، به خشم پروردگار دچار خواهند شد. رسول گرامی اسلام درباره ی ارزش مندی این عمل نیکو و پسندیده می فرمایند:

خَیْرُ بُیُوتِکُمْ بَیْتٌ فیهِ یَتِیمٌ مُکَرَّمٌ.

بهترین خانه های شما، خانه ای است که یتیمی در آن گرامی داشته شود.

گشاده رویی:
بسیار اتفاق می افتد که انسان حال مناسبی دارد، ولی در برخورد با افراد اخم آلود و درخودفرورفته، حال خوش خود را از دست می دهد. هم چنین چه بسا از پیش آمدی، اندوهگین است، اما با افرادی که چهره ای بشاش و خوش رو دارند، روبه رو می شود و غم و غصه های خویش را از یاد می برد. در حقیقت، گشادگی چهره یا درهم کشیدن آن، به اختیار انسان است؛ با خوش رویی، می تواند توجه دیگران را به خود جلب کند و با اخم و ناراحتی، دیگران را از خود خواهد راند. پیامبر گرامی اسلام، گشاده رویی را نوعی صدقه شمرده و می فرمایند:

مِنَ الصَّدَقَةِ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَی النّاسِ وَ أَنْتَ طَلِقُ الْوَجْهِ.

از جمله صدقات این است که با گشاده رویی به مردم سلام کنی.

پرهیز از نجوا:
اگر خواستید سخنی خصوصی را به کسی بگویید، سعی کنید گفت وگوی تان در حضور دیگران، نجواگونه نباشد؛ زیرا در این حالت، اطرافیان می پندارند درباره ی آنان صحبت می کنید یا این که شما، آنان را غریبه فرض کرده و سخن تان را با ایشان در میان نگذاشته اید. در نتیجه، بدگمانی پدید می آید و رشته ی محبت و دوستی از هم گسیخته خواهد شد. شایسته است از گفت وگوهای خصوصی در حضور دیگران بپرهیزیم تا ضرر و زیان های روحی به دیگران وارد نیاید. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز در هشداری می فرمایند:

اِذا کانُوا ثَلاثَةٌ فَلا یَتَناجی إِثْنان دُونَ الثّالِثِ.

وقتی سه تن با هم هستند، دو نفرشان جدا از سومی نجوا نکنند.

عذرپذیری:
گاهی انسان در برخوردهای اجتماعی خویش، با دیگران اختلاف پیدا می کند که گاه به مشاجره ی لفظی یا برخورد فیزیکی می انجامد. اما سرانجام ممکن است خود آن فرد یا با واسطه نزدش بیاید و عذرخواهی کند. در چنین حالی، مروت و جوان مردی اجازه نمی دهد دست رد به سینه ی او بزنیم؛ زیرا وی خودش را شرمسار می داند و از عذاب وجدان رنج می برد. پسندیده است که با برخوردی بزرگوارانه، عذرش را بپذیریم و برای انجام این کار نیک، از او سپاس گزاری کنیم. رسول گرامی اسلام در این باره می فرمایند:

مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُتَنَصِّلٍ صادِقا کانَ اوْ کاذِبا لَمْ نَیَلْ شَفاعَتی.

هرکس عذر پوزش گری را ـ راست باشد یا دروغ ـ نپذیرد، به شفاعت من نمی رسد.

کمک به روشندلان:
هرچند انسان ها از نظر شخصیتی با هم فرقی ندارند، اما ممکن است افرادی به دلیل نداشتن قدرت بینایی، در انجام دادن بعضی کارها، نیازمند کمک دیگران باشند. انسان مسلمان در این باره، وظیفه ای دارد و نباید آسوده خاطر باشد. هر انسان با وجدان و آزاده ای، وظیفه دارد به هم نوعان خود کمک کند. شکرانه ی دست توانا و نعمت های فراوان الهی، گرفتن دست ناتوان است. اگر ما بگوییم دیگران به او کمک می کنند و به کمک من نیازی ندارد، ممکن است دیگران نیز چنین تصوری داشته باشند. در نتیجه، انتظارهای آن نیازمند بی پاسخ می ماند. پیامبر گرامی درباره ی کمک و یاری رساندن به نابینایان می فرمایند:

مَنْ قادَ اَعَمی أَرْبَعینَ خَطْوُةً غُفِرَلَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ.

هرکس، نابینایی را تا چهل قدم بکشد، گناهانی که تاکنون کرده است، آمرزیده خواهد شد.

پرده پوشی:
چون انسان معصوم نیست، ممکن است در طول زندگی مرتکب گناه یا اشتباهی شود که هر چند از نظرگاه الهی دور نمی ماند، اما دوست ندارد اسرارش در بین مردم، آشکار و رسوای عام و خاص شود. بنابراین، اگر انسان از اعمال پنهانی کسی آگاه شود، اجازه نداردآن را آشکار کند؛ زیرا سبب لکه دار شدن حیثیت و آبروی آن فرد می شود و چه بسا وی گستاخ تر شود و حتی آشکارا به کارهای بدتر دست یازد. پیامبر گرامی اسلامی درباره ی حفظ اسرار دیگران می فرمایند:

لا تخرقنَّ علی احدٍ سِترا.

به هیچ وجه پرده ی اسرار دیگران را نَدرید.

تاخیر در پاسخگویی به نامه:
بعضی افراد در پاسخ دادن به نامه ی دوستان و آشنایان درنگ می کنند یا نامه را برای زمانی طولانی یا برای همیشه بی پاسخ می گذارند. در حالی که وقتی کسی نامه ای می نویسد، در انتظار پاسخ است و پاسخ ندادن، نوعی سهل انگاری و بی توجهی به نویسنده ی نامه است. چه بسا در نامه درخواستی داشته باشد که با پاسخ گویی به آن، تکلیف کار معلوم شود و فرد بتواند خواسته ی خود را از راه دیگری تأمین کند. بر این اساس، پیامبر اسلام می فرمایند:

اِنّ لجوَابِ الْکِتابِ حَقَّا کَرَدّ السَّلامِ.

به درستی که پاسخ نامه لازم است، همان گونه که پاسخ سلام واجب است.

مشورت:
انسان در هر مرتبه از آگاهی و دانش قرار داشته باشد، هرگز از مشورت بی نیاز نخواهد شد. تجربه ثابت کرده است که گاهی انسان در مسایل ساده نیز دچار اشتباه و غفلت می شود، در حالی که اگر با افراد آگاه و مجرّب (با تجربه) مشورت می کرد، به این اشتباه دچار نمی شد. هنگامی که انسان با کسی مشورت می کند، فکر او را با فکر خود شریک می سازد. در حقیقت، نیروی فکری او قوی تر می شود و بدین ترتیب، از اشتباه در امان می ماند. پیامبر گرامی اسلام درتوصیه به مشورت می فرمایند:

لا مُظاهَرَةَ اَوْثَقَ مِنَ الْمُشاوَرَةِ.

پشتیبانی مطمئن تر از مشاوره نیست.

رازداری:
اگر شخصی، رازی نزد شما دارد، نباید آن را آشکار سازید؛ زیرا گناه آن کمتر از خیانت درامانت نیست. در حقیقت، هنگامی که کسی، رازی را با شما در میان می گذارد، به شما اعتماد کرده و امانتی سپرده است. اگر این راز آشکار شود، نه تنها درامانت او خیانت شده است، بلکه ضربه های شدید روحی و روانی بر او وارد می شود که جبران ناپذیر است. آشکار کردن راز دیگران، مایه ی آبروریزی برادر مسلمان و زمینه ساز جدال و بدبینی است. پیامبر گرامی اسلام درباره ی حفظ اسرار دیگران می فرمایند:

إذا حَدَّثَ الرَّجُلُ بِحَدیثٍ ثُمَّ اَلْتَفَتَ فهی أَمانَةٌ.

وقتی کسی حرفی زد و اطرافش را نگاه کرد (که دیگران نفهمند)، آن حرف امانت است.

سخت گیری:
سخت گیری بر دیگران نه تنها بر احترام و ارزش انسان نمی افزاید، بلکه روز به روز از محبوبیت او نیز می کاهد. به طور کلی سخت گیری، روش و منش کسانی است که از وجدان انسانی پیروی نمی کنند و به دیگران به دیده ی تحقیر می نگرند. فرد سخت گیر، به بیماری حقارت و خودکم بینی دچار است و اینک که روزگار، وی را به ظاهر بر دیگران مسلط کرده است، می کوشد عقده های پیشین اش را فرافکنی کند. پیامبر رحمت و شفقت در توصیه به مهربانی می فرمایند:

اَلا اُخبِرُکُمْ بِمَنْ یَحْرُمُ عَلَیْهِ النّارُ غَدا، عَلی کلِّ هَیِّنٍ لَئِنٍ قریبٍ سَهْلٍ.

آیا می خواهید شما را خبر دهم که فردا آتش بر چه کسی حرام است؛ هر کس که ملایم و نرم خو و زودجوش و آسان گیر باشد.

علاقه به کار:
یکی از بزرگ ترین عوامل موفقیت در کارها، علاقه به کار است. کسی که به کاری علاقه مند باشد، با تمام توان در انجام دادن آن می کوشد. بر عکس، یکی از عوامل مهم در شکست انسان، نداشتن انگیزه است که نه تنها انسان را به پیشرفت نمی رساند، بلکه روز به روز به شکست و ناکامی نزدیک تر می کند. بنابراین، اگر خواهان آسایش جسمی و روحی هستید، باید کاری را انتخاب کنید که به آن علاقه مند باشید. پیامبر گرامی اسلام در نکوهش علاقه نداشتن به کار و به اجبار کسی را به کار گماشتن، می فرمایند:

إِذا حاکَ فِی نَفْسِکَ شَیْئٌ فَدَعْهُ.

وقتی دل تو از کاری چرکین است، از آن چشم بپوش.

گذشت:
داشتن روحیه ی گذشت، نشانه ی همت بلند و قدرتِ استقامت فرد است. کسانی که روحیه ی گذشت دارند، افزون بر این که می توانند در برابر سختی های روزگار استقامت کنند، بر نیروی خشم خود نیز مسلط خواهند شد. چنین افرادی این قدرت را دارند تا در مقابل بی ادبی، آرامش خویش را حفظ و حتی در بعضی موارد، از تقصیر دیگران چشم پوشی کنند. از نظر اسلام، انسان های با گذشت در این جهان، به ناراحتی و ناملایمات گرفتار نمی شوند و در آخرت نیز از لطف و محبت خاص الهی بهره مند خواهند شد. درحقیقت، آنان بلند همت اند و خداوند به دلیل عظمت وجودی شان، آنان را در پناه لطف و عنایت خاص خود قرار می دهد. پیامبر رحمت می فرمایند:

اِسْمَحْ یُسْمَحْ لَکَ.

آسان گیر تا بر تو آسان گیرند.

احترام به حقوق دیگران:
همان گونه که آدمی دوست دارد دیگران به حق او تجاوز نکنند و احساس اش را نادیده نگیرند، خود نیز به حکم وجدان و انسان بودن، وظیفه دارد تا حقوق همه ی انسان ها را محترم شمارد. اگر خدای ناکرده تصمیم گرفتید نسبت به حق کسی بی توجهی کنید، شایسته است پیش از اجرای این تصمیم، خود را به جای او قرار دهید و بیاندیشید که آیا اگر او چنین تصمیمی را درباره ی شما گرفته بود، ناراحت نمی شدید؟ به هر حال، بنا بر فرمایش رسول گرامی اسلام، انسان باید به فکر آسایش و آرامش هم نوعان خود باشد. ایشان می فرمایند:

اَحْبِبْ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ.

آن چه را برای مردم می خواهی، برای خود نیز بخواه.

تربیت فرزند:
بسیاری از پدران و مادران، از وضع ناهنجار روحی و جسمی فرزندان خود شکایت می کنند. این در حالی است که آنان باید از بی مبالاتی ها و سهل انگاری های خودشان متأثر باشند. فرزند مانند نهالی است که با مراقبت شایسته، به درختی بارور تبدیل خواهد شد؛ یعنی اگر برای پرورش روح و روان آنان سرمایه گذاری کنیم، افرادی سالم و صالح به جامعه ی اسلامی تحویل داده می شود. بنابراین والدین باید در تربیت فرزندان از هیچ کوششی دریغ نورزند و آنان را با آداب اسلامی آشنا کنند؛ زیرا این کار به سود فرد، نهاد خانواده و جامعه است. پیامبر گرامی اسلام، مسؤولیت پرورش فرزندان را بر دوش والدین می داند و در این باره می فرمایند:

اَکْرِمُوا أَوْلادَکُمْ وَ اَحْسِنوا آدابَهُمْ.

فرزندان را گرامی شمارید و آنان را نیکو پرورش دهید.

قناعت:
قناعت پیشه گان در برابر حوادثی که به گونه ای شرف و عزّت آنان را به خطر می اندازد، پایدارند. قناعت فرصت مناسبی را برای آدمی فراهم می کند تا جنبه های معنوی خویش را تقویت کند و به آسایش و خوشبختی جاودان برسد. قناعت از حرص وآزمندی انسان پیش گیری می کند و به او اعتدال می بخشد. فرد قانع، وقت گران بهای خود را صرف خواسته های نابجا نمی کند و آسان تر می تواند نردبان تعالی و تکامل را بپیماید. پیامبر گرامی اسلام به پیروان خود توصیه می کند که به این ویژگی پسندیده آراسته شوند:

عَلَیْکُمْ بِالقَناعَةِ فَاِنَّ الْقَناعَةَ مالٌ لایُنْفَدُ.

به قناعت خو کنید؛ که به راستی، قناعت مالی پایان ناپذیر است.

اعتدال و میانه روی:
خوش بینی و بدبینی بیش از اندازه ممکن است زیان های جبران ناپذیری در پی داشته باشد. بدبینی بیش از اندازه می تواند بنای مستحکم خانواده را در هم بکوبد. ساده اندیشان بسیاری نیز بوده اند که با خوش بینی بیش از اندازه و اعتماد نابجا، زمینه ساز فساد و تباهی فرزندان شان شده اند. بنابراین، انسان باید همواره جانب اعتدال و احتیاط را پیش گیرد تا به پشیمانی دچار نگردد. اعتدال در همه ی موارد به ویژه وضعیت اقتصادی و معیشتی، توان مندی انسان را افزایش می دهد و او را در برابر بحران ها بیمه می کند. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

یا اَیُّها النّاس عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ.

ای مردم! میانه روی را پیشه ی خود سازید.

پرحرفی:
انسان های پُرگو، مخزن سخنان پوچ و بی ارزش اند. آنان برای این که رشته ی سخن را از دست ندهند، می کوشند بی اندیشه و ناسنجیده، مطالبی را بر زبان آورند. بدین ترتیب شنوندگان نه تنها به سخنان او توجه نمی کنند، بلکه با ناراحتی و تنفر، هر لحظه منتظرند که سخنان او پایان پذیرد تا دمی بیاسایند. از آن پس نیز سعی می کنند که از مصاحبت و هم نشینی با او بپرهیزند. بنابراین انسان باید در سخن گفتن، اعتدال را رعایت کند تا به لغزش دچار نشود و دل زدگی دیگران را فراهم نسازد. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

مَنْ کَثُرَ کَلامُهُ کَثُرَ سَقَطُه.

هر کس کلامش زیاد باشد، لغزشش نیز زیاد می شود.

هم چنین می فرمایند:

نِعْمَ الْهِدیَّةُ اَلْکَلِمَةُ مِنْ کَلامِ الْحِکْمَةِ.

چه نیکو هدیه ای است یک کلمه گفتار حکمت آموز.

حیا:
حیا با فلسفه ی وجودی انسان، پیوندی دیرینه دارد. از نظر اسلام کسی که حیا ندارد، دین ندارد؛ زیرا دین می کوشد تا انسان، به اخلاق و رفتار انسانی متخلق شود، در حالی که شخص بی حیا، از این هدف فرسنگ ها فاصله دارد. البته حیا به این معنا نیست که انسان به گونه ای سر به زیر باشد که در هر جا فریب بخورد یا توان پرسش مشکلات خود را نداشته باشد، یا نتواند از حقوق خود پاسداری کند. اسلام چنین حیایی را مردود می شمارد. انسان با حیا کسی است که در گفتار و کردار، ادب و نزاکت را رعایت و در زمان مناسب، از منافع دنیوی و اخروی خود دفاع کند.

الحیاءُ وَالایمانُ قُرِنا جَمیعا فَاِذا رُفِعَ اَحَدُهُما رُفِعَ اْلاخَرُ.

حیا و ایمان قرین یکدیگرند. وقتی یکی رفت، دیگری هم خواهد رفت.